تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

459

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

تعريف هيولى و احكام آن هيولى به جوهرى كه محض قوهء صور است تعريف شده است ، البته در صورتى كه آن صورى كه هيولى قوهء آنهاست صور جسميه باشند . پس با اين قيد نفس در مقام عقل هيولانى از تعريف خارج شد ؛ زيرا اگر چه آن هم جوهرى است كه صرف قوه است ، ولى آن قوهء صور عقليه است به خلاف هيولاى اولى كه قوهء صور حسيه مىباشد . و بالجمله : حد هيولى به جوهرى كه محض قوهء صور جسميه است ، مشهور شده است . فصل هيولى كه همان قوه است در جنس آن كه همان جوهر است مضمّن است ؛ چنان كه گفتيم هيولى جوهرى است كه محض قوه است . و بر عكس جنس هيولى هم در فصل آن مضمن است . به عبارت ديگر : چنين نيست كه در خارج يك جوهريتى به قوه‌اى منضم باشد و در خارج يك شىء مركّبى باشد ، بلكه فصل هيولى كه قوهء صرف است به حسب حيثيتى كه در هيولى است عين جوهرى است كه جنس آن است و همچنين جنس هيولى كه جوهريت آن است ، به حسب حيثيتى كه در هيولى است عين قوهء متجوهره است و جوهريت ديگرى به آن منضم نيست . پس هيولى در خارج بسيط است و لو براى آن در عقل تركيب حاصل مىشود . نحوهء وجود هيولى قوهء وجود است و مراد از وجود در قوهء وجود ، وجود فعلى است ؛ زيرا خود قوهء وجود نيز وجود است ؛ چون